الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

778

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

من گويم از سياق آيات دور نيست كه مقصود از عذاب كه در عذاب اصيب است شامل عذاب صورى و معنوى باشد كه از شورش رهبران ضلالت و خذلان و سلب توفيق ناشى از آنان برخيزد و همچنان رحمت شامل رحمتهاى عيان و نهان مادى و معنوى گردد كه در دنيا شامل هر چيز است ، و رحمتهاى معنويه از وسائل هدايت كه براى همه است ولى مؤمنان از آن بهره‌مند شوند ، ولى هدايت‌هاى خاصه از آن مؤمنان است و رحمت‌هاى آخرت هم اكثرش مخصوص مؤمنان است و عمدهء آن و مايهء آن امام است و طاعت او و علمى كه از او دريافت شود و از اين جهت آن را به امام تفسير كرده است . قوله : ولاية غير الامام - بيان مفعول « يتقون » است كه محذوف است ، يعنى كسانى كه خود را از ولايت امام ناحق باز دارند ، و با تفسير آن به شرك منافات ندارد زيرا اين هم فرد نهانى شرك است و شك نيست كه پيرو امام ناحق متقى نيست زيرا تقوى به اطاعت و پيروى از حق است و پيروى ناحق با تقوى مخالف است ، از مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) - ولايتنا - تفسير عمل صالح است و مقصود اين است كه عمل صالح سخن خوب را بالا مىبرد و سخن خوب كلمهء اخلاص و دعا و همهء ذكرها است و بالا رفتن آن رسيدن به محل رضا و پذيرش است ، يعنى عمل صالح كه ولايت است سخن خوب را پذيرا مىگردد ، و ممكن است كه ولايت تفسير همان سخن خوب باشد و مقصود اين باشد كه در ولايت اقرار هم لازم است . از مجلسى ( ره ) - ابن عباس گفته « أَوْفُوا بِعَهْدِي » يعنى در پيروى از محمد ( ص ) ، « أُوفِ بِعَهْدِكُمْ » يعنى در بر داشتن بارهاى گران از دوش شماها و برداشتن زنجيرها از دست و پاى شما . آنچه در اين خبر ذكر شده است عمدهء اجزاء پيمان است كه اصول دين است و به ذكر ولايت اكتفاء كرده چون مستلزم اجزاء ديگر است ، بلكه